گوسفند خوابیده است
سگ خوابیده است
چوپان خوابیده است
گرگ خوابیده است
لطفا شماهم بخوابید
ومطمئن باشید هیچ اتفاقی نمی افتد
به کودکی می اندیشم
که قرار است هر روز صبح
مادرش را شیر بدهد
کهنه ی پدرش را عوض کند
مادر بزرگ و پدر بزرگش را
دوپا داشتم دوپا هم قرض کردم
تا از دست گاوها فرار کنم
غافل از اینکه
بابا آب داد
بابا آب داد
بابا آب داد
بابا آب داد
آنقدر آب داد آب داد
که مادر ترکید
حق با خواهرم بود
آب در بیابان آب است نه در سونوگرافی!
من تعجب میکنم
چطور در روز روشن
دو ئیدروزن
با یک اکسیزن ترکیب میشوند
به انگور بیندیش که با درد زاده شده
کودکی زیر فشار
جوانی زیر دندان
پیری در تیزاب
تازه بعد از مرگ
آنقدر میجوشد و عرق میریزد
تا غم از چهره ی من بزداید
پزشکان اصطلاحاتی دارند
که ما نمیفهمیم
ما درد هایی داریم که آنها نمیفهمند
نفهمی بد دردی است
از آجیل سفره عید
چند پسته ی لال مانده است
آنها که لب گشودند خورده شدند
آنها که لال مانده اند میشکنند
بله...............
پسته ی لال سکوت دندان شکن است
باور کنید من نمونه ام
دوست و دشمن اقرار میکنند من نمونه ام
خواهرم هم تاکید میکند من نمونه ام
اول باور نمیکردم من نمونه ام
حالا باور میکنم من نمونه ام
لطفا قبل از ساعت 9
مرا به آزمایشگاه تحویل دهید
خواهرم میداند
من اگر بمیرم مریض خواهم شد
پس قبل از دفن
شربت و قرص و یک لیوان آب
و ساعت زنگ دار برای هر 8 ساعت یک عدد
فراموش نشود
ضمنا به مرده شور بسپارید
این مرده را قبل از مصرف بتکانید